قیمت تصویب شده ژتون غذا

قیمت ژتون غذای دانشجویی با توجه به پیشنهاد معاونان دانشجویی دانشگاههای منتخب و دبیران مناطق دانشگاهها و مراکز آموزش عالی سراسر کشور و با تایید و تصویب هیأت امنای صندوق رفاه دانشجویان به شرح زیر جهت اطلاع و اجرا ابلاغ می شود:

1- غذاهای کم هزینه(ناهار-شام) 450 تومان

2- غذاهای متوسط هزینه(ناهار-شام) 630 تومان

3- غذاهای پرهزینه(ناهار-شام) 770 تومان

4- صبحانه 400 تومان

با توجه به تقاضای مکرر دانشگاهها، قیمت ژتون غذای دانشجویان سنوات غیرمجاز بر اساس میزان هزینه بین 1000 تومان تا 1400 تومان تعیین و ابلاغ می شود.

انواع غذای کم هزینه، متوسط هزینه و پر هزینه از طریق دبیران شورای معاوان مناطقه به دانشگاههای منطقه ابلاغ خواهد شد.

به گزارش مهر، سال گذشته نرخ غذای کم هزینه 350تومان، متوسط هزینه 485تومان و پرهزینه 590 تومان و صبحانه 300 تومان بود.

--------------------------------

روحانی مچکریم....

روز مهندس

روزه مهندسه؟ آره اما....
اگه تونستی کاری کنی که بنای دل کسی نریزه، ترک نخوره و نشکنه مهندسی...
اگه تونستی کاری کنی که چرخ زندگی همه بچرخه مهندسی...
اگه تونستی معادله ی زندگی کسی رو حل کنی یا لا اقل به همش نزنی مهندسی...
اگه تونستی یه آینده نویس خوب باشی مهندسی...
اگه تونستی نرم افزار مغز طرف مقابل رو نگفته درک کنی مهندسی...

روز مهندس مبارک . . .

مدرسه عشق...

سلام به برو بچ گل مکانیک

میدونم که امروز اکثرا سیالات داشتید و حسابی خسته و داغونید!البته انشالله که فقط از نظر جسمی باشه و امتحان رو خوب داده باشید و غول سیال رو پخش زمین کرده باشین!

منم طبق روال اکثر اوقات(!)واستون یه شعر میذارم تا یکم از خستگیتون با خوندنش رفع بشه

ادامه نوشته

در مورد ژاپن...

سلام

امروز یه متنی رو توی یه سایتی خوندم در مورد مردم ژاپن واقعا لذت بردم.یه لحظه با خودم فکر کردم که اگه تموم آدم ها اینجوری بودن دنیا بهشت می شد!

گفتم اینجا هم بذارم تا شما هم بخونید و حالشو ببرید  

ادامه نوشته

رمز عاشقی....

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید
ادامه نوشته

می دانید این مرد که بوده است؟!

بعد از پایان تحصیلاتش برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت.
چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می‌کرد،
تا اینکه زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده‌بود پیش وی می‌رود...
ادامه نوشته

انكه با گرگش مدارا ميكند،خلقوخوى گرگ پيدا ميكند...

سلام به همه...

خوشحالم که این روزا بالاخره بچه ها یه تکونی به خودشون دادنو وبلاگو دوباره راهش انداختن و بهش سر میزنند

انگار حرفام به غیرتتون برخورد

ازون جاکه به قول بچه ها وبلاگمون بیشتر شبیه وبلاگ بچه های ادبیاته و منم خودم عاشق شعر و ادبیات تا قبل پاس کردن فارسی کارشناسی با استاد معظم (!!)  فخرو  بودم گفتم بازم به یاد ایام جوانی یه شعر باحال از فریدون مشیری بذارم تا شما هم فیض ببرید

ادامه نوشته

زندگی به روایت شعر...

بازم یک شعر دیگه

ولی ایندفعه یکم چاشنی طنز قاطی داره. به نظرم توصیف احوال خودم و خیلی ازکسانی که میشناسم

امیدوارم خوشتون بیاد...

ادامه نوشته

زندگی یعنی چه؟

سلام

چند وقتیه که وبلاگ خیلی سوت وکور شده

نمیدونم چرا یا بچه ها سخت مشغول رفع خستگی ترم پیش هستند یا گرفتار سایت ضاله (!) فیسبوک شدند و وقت وبلاگ اومدن ندارن!

با اینکه بچه ها کم لطف شدند ولی من بازم مطلب میگذارم واسه همون چندتا از بچه های باوفای مکانیک

امیدوارم خوشتون بیاد....

ادامه نوشته

دست نوشته ای از مرحوم حسین پناهی

مرحوم حسين پناهي هنرپيشه فقيد ميگفت بعد از مرگم مردم من را خواهند شناخت!
شايد بعضي از اشخاص فكر ميكردند وي عقل درستي ندارد اينك به بعضي از حرفهاي او توجه بفرماييد

ادامه نوشته

قول بدین نخندین!

بیائیم نخندیم . . .

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب

نخند

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.

نخند

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.

نخند

به معلمی که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.

نخند

به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس ،

به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که چرت می زند،

به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده،

به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی،

نخند

نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند

آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بارمی برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جارمی زنند

سرما و گرما می کشند،

وگاهی خجالت هم می کشند،……..خیلی ساده

لغت نامه دانشجویی...!

لغت نامه دانشجویی... !!!

تقلب:
یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درایت و تیزی استاد ومراقبان می تواند نوع هلویش از هسته دار وخاردار تا آب هلوباطعم موزونمره مفتکی متغیر باشد.بیراهه ای که اتفاقا آخرش به هدف اگر مناجاتها جواب بدهد ختم می شود.یک نوع وسیله درس پاس کن نا مشروع و دریچه ای به سوی روشنایی..

شب امتحان:
شب ظلمانی یلدا.شب مشکی دانشجو.شبی که در آن قیافه استاد و خجالت در بین همکلاسان رژه می رود.در این شب انسان تمام مصائب تاریخ بشر را به صور ت قلبه و یکجا نوش جان می کند.یک نوع زلزله در میان ایام سال.شب چشمهای پف کرده ودهان های کف کرده.شب رقص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی ومرکزی دانشجوشب تنهایی و سرد که باید به بی کاری فکر کنی.

جزوه:
یک جور کاتالیزور که در صورت همکاری ابروبادومه وخورشیدواینا دانشجورا به سمت پاس شدن درس هل می دهد همه علم بشری.چکیده دانش تاریخ مصرف گذشته استاد.وسیله ای که معمولا دانشجو با آن سر کار گذاشته می شود.تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان.قوت قلبی که عاقبت آفت قلب می شود.

مراقب:
موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم وگوش و باقی حواس را هم دارد. سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند.گالری ضدحال.موجودی افسانه ای یک نوع تله موش زنده

روزامتحان:
روزی که درآن خورشید طلوع نمی کند.زمانی برای جفتک زدن اسب ها،لحظه ای که درآن دانشجومی خواهد سر به تن عالم و آدم نباشد.روز بد بیاری.روزی که درآن نگاه ها عمیق می شوند.روزلبخندهای استراتژیک.روزی که در آن دوست ودشمن با هم ودر کنار هم به مابقه می دهند.روز سخت جدایی و نمونه ای از روز معاد روحانی .

نمره:
تبلور میزان دانش،مهارت وپارتی بازی استاد،بهانه ای همیشگی برای اعتراض.وسیله ای که استادبا آن چه ها که نمی کند!و خلاصه نمره یعنی اهداء آبرو تازه آنهم اگر نمره های قبلی چیزی به جا گذاشته باشند.

سؤال:
یک نوع شعورسنج استاد ودانشجو.کلمات نفرت انگیزی که به نوبت وتک تک مثل نیزه درچشم دانشجو فرو میروند و لحظه به لحظه او را به عمق نادانی اش واقف تر می کنند.لورفتن آنها به حماسه سازی دانشجویان منتهی میشود.انواع مختلف آن از تشریحی تا تستی ضد حال و باعث اخم وبد وبیرا گویی منجر خواهد گشت.

استاد:
منبع علم،ژنراتوردانش،نیروگاه انسانیت،تبلوردانایی،کوه توانایی،مایه افتخارما،بابا تو دیگه کی هستی . بهترین موجود عالم،خودصفا،اندوفا،دارنده انواع واقسام شفا،ضدجفا،یاری گر ضعفا،معلم الخلفا ......

یه چیزی هم تو ادامه مطلب گذاشتم که با اینکه تکراریه ولی خیلی باحاله
ادامه نوشته

نغز وطنز !!

اين مطلب طنز رو تو يه سايت ديدم گفتم بذارم اينجا تا همه بخونيدش به نظرم جالب اومد

اميدوارم شما هم خوشتون بياد!!

ادامه نوشته

شما کیسه خود را چگونه پر می کنید ...؟!!

شما کیسه خود را چگونه پر می کنید ...؟!!

يکي از روزها، پادشاه سه وزيرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجيبي انجام دهند :

از هر وزير خواست تا کيسه اي برداشته و به باغ قصر برود و اينکه اين کيسه ها را براي پادشاه با ميوه ها و محصولات تازه پر کنند.

همچنين از آنها خواست که در اين کار از هيچ کس کمکي نگيرند و آن را به شخص ديگري واگذار نکنند...

وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کيسه اي برداشته و به سوي باغ به راه افتادند !

وزير اول که به دنبال راضي کردن شاه بود بهترين ميوه ها و با کيفيت ترين محصولات را جمع آوري کرده و پيوسته بهترين را انتخاب مي کرد تا اينکه کيسه اش پر شد...

اما وزير دوم با خود فکر مي کرد که شاه اين ميوه ها را براي خود نمي خواهد و احتياجي به آنها ندارد و درون کيسه را نيز نگاه نمي کند، پس با تنبلي و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمي کرد تا اينکه کيسه را با ميوه ها پر نمود...

و وزير سوم که اعتقاد داشت شاه به محتويات اين کيسه اصلا اهميتي نمي دهد کيسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود !!!

روز بعد پادشاه دستور داد که وزيران را به همراه کيسه هايي که پر کرده اند بياورند و وقتي وزيران نزد شاه آمدند، به سربازانش دستور داد، سه وزير را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کيسه اش به مدت سه ماه زنداني کنند...!!!

شما کیسه خود را چگونه پر می کنید ...؟

نصایح بسیار زیبای زرتشت

آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فكر كن
هیچكس را تمسخر مكن.....

                                                                   برای دیدن بقیه مطلب به ادامه مطلب برید!!

ادامه نوشته

لازم است گاهي

لازم است گاهي از خانه بيرون بيايي و خوب فکر کني ببيني باز هم مي‌خواهي به آن خانه برگردي يا نه؟

لازم است گاهی ....

ادامه نوشته

معرفی گوشی جدید و حیرت انگیز سونی اریکسون

سلام

امروز می خوام یک مطلب کاملا متفاوت و جالب در مورد موبایل براتون بذارم

فقط قول بدید زیادی تعجب نکنید و سعی کنید خودتون رو کنترل کنید و وقتی امکانات و طراحی منحصر به فرد این گوشی رو دیدید از تعحب شاخ در نیارید

ادامه نوشته

کلینیک خدا....

سلام بچه ها

یک مطلب زیبا از زنده یاد احمد شاملو دیدم حیفم اومد شما نخونیدش براتون تو ادامه مطلب گذاشتم

ادامه نوشته

فواید

این مطلب با توجه به صحبتهای زده شده توسط مدیران حذف شد.

اهل دانشگاهم روزگارم خوش نيست !!!!

سلام بچه ها

دوباره براتون يك شعر ميذارم كه حرف دل دانشجو هاست اميدوارم خوشتون بياد.

ادامه نوشته