universooooti !
سلام بچه ها... سوژه دارم توپ!
دیدیم در راستای طرح حضور پر رنگتر تو وبلاگ داریم از این قافله عقب
میفتیم,گفتیم یه مطلبی هم ما بذاریم.
حتما میدونید که ترم 1 کلا همه چیز با همه ترم های دیگه فرق میکنه!(اگرم
نمیدونید از ما پیش کسوت ها بپرسین!)
یه یادگاری از ترم یک براتون آوردم! جدول سوتی های اتاق 160 و دوستان تو ترم یک. فقط بعضی از سوتی ها با نام "بروبچز"
گذاشته شده که یا طرف نمیخواسته اسمش فاش شه(!) یا از بچه های اتاق نبوده. اینم از سوتی ها:
بروبچز:رخش سهراب!(رخش رستم)
نیایش:ادامه ماکارونی رو بخوریم! (بقیه ماکارونی)
بروبچز:داری استعاره میکنی؟! (استخاره)
ناصر:آب معدنی رطان زاست! ( باعث سنگ کلیه میشه)
نیایش:ساعت 10 نصفه شب!
بروبچز:آب میخورن پوستشو پرت میکنن! (بطریشو)
مصطفی: مهمونا شاد بودن یا خوشحال؟!
بروبچز: جوراب مصنوعی!!(ما آخر نفهمیدیم مگه جوراب طبیعی هم داریم؟!!)
بروبچز:نمکدونو میخوره نمکو میشکونه!!
ناصر: با هم رفتن کافی میکس!!
مصطفی: جدایی راست میگی؟( ترکیب جداٌ + خدایی)
احسان : نامستقیم! (غیر مستقیم)
ناصر: گوشیت تموم شد بیا ! (تلفنت تموم شد بیا)
تورج: رزرو نکردی؟ خب برو روزشمار کن!!
تورج: قبل از ورزش باید نرم کنی! (گرم)
مصطفی: جنسش خوب نیست,چیرانیه!! (چینی + ایرانی! من کلا تو کار سوتی
ترکیبی ام!)
مصطفی : اعداد مختلط مذهب جدیده! (مبحث جدیده)
بروبچز: ابتاده ! (ابتدا)
بروبچز: هر دم به دقیقه! ( خب عزیز من یا دم به دقیقه یا هر دقیقه. چرا
ترکیب میکنی؟!)
ناصر: نیایش اصلا جزو حساب نیست!
تورج:استاد دمر چی (روی "ر" فتحه بذارید!)
نیایش:سینما خانوادگی! (خانگی)
احسان: یه سوال دقیقا تقریبا از تو جزوه میاد!
بروبچز: گوشی من ارکست داره! (ارگ)
مصطفی:مگه دو نفره هم سنگ کاغذ قیچی میزنن؟!!!(منظورم پالام پولوم بود!)
ناصر:سیستیم!(سیستم)
ناصر: نکنه شلوارمو با خودش دزدیده!
بروبچز: گونیای 90 درجه منو ندیدی؟!!!(سوتی قرن!)
ناصر: یکی پاشه تخم مرغ سرخ کنه!
احسان: پشت دستمو که بو نکرده بودم!!!(کف دستمو...)
ناصر:16 آذر که پارسال بود!!(خب ناصر جان 16 آذر که هر سال هست!)
ناصرخارق العلاده!!!(خارق العاده)
مجتبیLپا میشی
یا بیام پاشت کنم؟!!(پامیشی یا بیام بلندت کنم؟)
تورج: بذار من یه حساب 4 انگشتی بکنم!!( حساب سر انگشتی!)
مصطفی: ساعت شیش با اتوبوس پنج و نیم بریم!!(با اتوبوس شیش و نیم
بریم!)
ناصر: اون کاتالوگ رو تکرار کن! (دیالوگ!)
مصطفی: بازده مون سفته!!(صفره)
بروبچز: زانوی بم غغل نگیر!!(زالنوی غم بغل نگیر!)
نیایش: به دوری چشم حسود!!(به کوری..)
مصطفی: الآن حکمشون میکنیم!! (کت شون میکنیم)
احسان: مزخرف با "ز" صابونیه؟!!!!!(آخه احسان جان صابون که
اصلا "ز" نداره!)
نیایش: حکم :شاه
پیک!!!!!(حالا یه بار شاه افتاده بود دستشا!)
ناصر: ابراهیم رستمی کیا!!!!!
نیایش: یکی اون پریزو بزنه تو برق!!!!
البته این همه ی سوتی ها نبود.بعضی هاشو نمیشه گذاشت. آخه اینجا
خانواده نشسته!
بچه ها شمام اگه سوتیای خودتون یا بچه ها رو یادتونه تو نظرا
بذارین بخندیم!!