داستانی از یک درس مهم زندگی

قضیه این پست ام مثله قبلیه.

 

 

یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!

پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.

لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.

سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.

در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!! !!!!!

نتیجه اخلاقی:

بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم


 

راز یک زوج خوشبخت

سلام بچه ها.خوبین؟یه داستان کوتاه باحال تو یه وبلاگ دیدم گفتم واستون بذارمش.

 
روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو) بفهمن.

سردبیر میگه: آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

مرد روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم. اونجا برای اسب سواری، دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم. اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.

سر راهمون اسب ناگهان پرید و همسرم رو از زین انداخت. همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" بعد از چند دقیقه دوباره همون اتفاق افتاد. این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب کرد و گفت : " این بار دومته "‌و بعد سوار اسب شد و راه افتادیم.

وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت؛ همسرم  خیلی با آرامش تفنگشو از کیف در آورد و با آرامش شلیک کرد و اون اسب رو کشت. سر همسرم داد کشیدم و گفتم : " چیکار کردی روانی؟دیوونه شدی؟ حیوون بیچاره رو چرا کشتی؟"

همسرم یه نگاهی به من کرد و گفت: " این بار اولته"!

بازی های دوران کودکی

وقتی تو نت حوصله م سر میره شروع میکنم به گشت زدن و تفریح . الان به این انیمیشن رسیدم یاد بازی های دوران بچگی افتادم وقتی هر 3-4 روز یه دسته اتاری خراب میکردم و یا بحث های تو خونه با مامانم که میگفت 5 ساعته جلوی تلویزیونی و ...   یادش بخیر بازی سوپر ماریو و تتریس و  کنترا ( رامبو)! چقدر باحال بود .یادمه وقتی داییم بهم یاد داد با کد تقلب تو بازی کانترا  30 جون بگیرم چقدر ذوق کردم ..فرت فرت میسوختم اما غمم نبود..اون موقع با داییم دو نفره بازی میکردیم و همش منو ساپورت میکرد و من هم به درو دیوار تیر میزدم! .نمیدونم اون مرحله عنکبوت آهنی روی پل بازی کانترا رو یادتونه یا نه ... داییم استراتژی میریخت و با برنامه میرفتیم جلو ... (وچقدر لذت بخش بود!)

شما به چه بازی هایی رو یادتونه؟ کدوم بازی خاطره انگیزترین بازی براتون بود؟

https://lh5.googleusercontent.com/-8RybPC4d0pE/ThV4aT2-zjI/AAAAAAAAAGE/I_RRqULmh8A/w300/b95e2ae93638df568ad89325457b3865.gif


http://speeddemosarchive.com/gfx/Contra_1.jpg

http://www.photofunblog.com/wp-content/uploads/2011/02/Super-Mario.jpg

http://cdn.gamerant.com/wp-content/uploads/sonic-the-hedgehog-4-gameplay.jpg

http://tubulamarok.free.fr/play/mortal-kombat-2.gif

...


ادامه نوشته

دو چشمه منحصر بفرد ایران...

شاید نام دو چشمه باداب سورت و چشمه علی را شنیده باشید ، دو چشمه ای که هر یک به دلیلی نه تنها

 در ایران بلکه در دنیا کم نظیر و شاید بی نظیرند و شاید این مطلب که دسترسی به هر دوی این چشمه ها با

 صرف زمان کوتاهی میسر می باشد، بر جاذبه آنها می افزاید.سفر از دشت کویری دامغان در استان سمنان

 شروع می شود. شهری که سال هاست با جاذبه های منحصر به فردش در گوشه از منطقه میانی ایران جا

 خوش کرده و تاریخ پر رونق جاده ابریشم و خراسان همیشه پر رونق را از سر گذرانده است. شهری که حتی

 سابقه پایتخت بودن را هم داشته است و امروز در میانه راهی قرار گرفته كه از یك سو به تهران می‌رسد و از

 سوی دیگر به مشهد، پایتخت مذهبی ایران.



ادامه نوشته

شکست مقدمه ی پیروزی !

با سلام و تشکر از همه ی بروبچه هایی که دوباره وبلاگ رو بعد از مدت ها زنده کردند خواستم بگم ما هم هستیم ! ( قابل توجه علی عسگری ) . مطالب همه تون رو دنبال می کنم . همه اش قشنگه . دست همگی درد نکنه . فقط اگه نظر نمی ذارم شرمنده به خاطر اوضاع بد اینترنتمه . خیلی دلم می خواست یه خاطره از یه سوتی خیلی گنده براتون بذارم اما حیف که فرصت نیست . بگذریم . غرض از مزاحمت (!) :

به چند نفر هم گروهی جهت ... نیازمندیم 

راستش روم نشد بگم ! اما خودتون می تونید حدس بزنید . جهت کسب اطلاعات بیشتر نظر بگذارید ! مهلت ثبت نام تا پایان شهریور ماه !

مسافر کوچولو

 

 

میدونم تکراریه اما  دلم هوای داستان مسافر کوچولو رو کرده بود، دله دیگه.....

 

 

...اما سرانجام بعد از مدتها راه رفتن از میان ریگ ها و سخره ها وبرگ ها مسافر كوچولو به جاده ای برخورد. و اون جاده هم یكراست می رفت سراغ آدم ها.

مسافر كوچولو فریاد زد:

- سلام!

اینجا گلستان پر گلی بود. گلا جواب دادن:

- سلام!

- سلام!

- سلام!

...

مسافر كوچولو پرسید :

- شما ها كی هستین؟

گلا گفتن:

- ما گل سرخیم!

- گل سرخ...

-  ...

مسافر كوچولو آهی كشید. سخت احساس بد بختی می كرد.آخه گلش بهش گفته بود تو تمام عالم از نوع اون فقط همون یكیه! و حالا پنج هزارتا گل همه مثل هم اونم فقط تو یك گلستون!! مسافر كوچولو با خودش گفت:

-  اگه گل من اینا رو می دید بدجوری از رو می رفت! پشت سر هم بنا می كرد سرفه كردن و برای این كه از هو شدن فرار كنه خودشو می زد به مردن! و منم مجبور می شدم وانمود كنم به پرستاریش. وگرنه برای سرشكسته كردن منم شده راستی راستی می مرد!! منو باش كه فقط با یه دونه گل خودمو دولتمند عالم خیال می كردم! در صورتی كه اونچه دارم فقط یه گل معمولیه! ...

اون وقت بود كه سروكله روباه پیدا شد. روباه گفت:

اگه حال داشتین و خواستین بقیشو بخونین برین ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

خاطره نامه

سلام به همگی ازتون میخوام که هرکی یه خاطره قشنگ از خوابگاه رو که تو ذهنش  رو اینجا بنویسه تا ثبت بشه .

من خودم اولین خاطره رو می نویسم :

اول یه پیش زمینه ای بگم : روزای اول دانشگاه بود ... تازه وبلاگ رو راه انداخته بودیم جو خوبی بود و من مدیر وبلاگ ! نیایش با نام نویسندگی brs  یه پستی گذاشت مطلب سیاسی و اینا من پاکش کردم . بعد بهش برخورد که چرا پاک کردی و حسابی جو بهم ریخت و نیایش حسابی داغ کرده بود ! منم عصابی میشدم کسی جلو دارم نیست... کم مونده بود سر کلاس زبان دعوامون بشه !

روزای قبلش با نیایش هم صحبت میشدم و  آقا نیایش از اینترنت و طراحی وب صحبت میکرد که بلدم و اینا ...

یه روز ،  که همون موقع اوج کل کل با نیایش بود پای لپ تاپم نشسته بودم .task manager  رو باز کردم دیدم  یه برنامه ای به نام brs*32  در processes تسک منیجر در حال اجراس ...یهو هول کردم فکر کردم نیایش منو هک کرده !!!!! (دیگه ببین اوج توهم رو !) خیلی ترسیدم . سریع رفتم تو اینترنت رو این اسم رو سرچ کردم دیدم مربوط به یه نرم افزاری میشه فکر کنم آنتی ویروسی چیزی بود ... گفتم به ، مارو باش .عجب استرسی گرفتیم که نیایش هکره و ...

بعد ها فهمیدم که نیایش کلا دوست داره جو بده  !!چقدر ازون موقع به خودم میخندم !

...شما هم بنویسید.


یونیور سوووتی!

universooooti !

سلام بچه ها... سوژه دارم توپ!

دیدیم در راستای طرح حضور پر رنگتر تو وبلاگ داریم از این قافله عقب میفتیم,گفتیم یه مطلبی هم ما بذاریم.

حتما میدونید که ترم 1 کلا همه چیز با همه ترم های دیگه فرق میکنه!(اگرم نمیدونید از ما پیش کسوت ها بپرسین!)

یه یادگاری از ترم یک براتون آوردم! جدول سوتی های اتاق 160 و دوستان  تو ترم یک. فقط بعضی از سوتی ها با نام "بروبچز"  گذاشته شده که یا طرف نمیخواسته اسمش فاش شه(!)  یا از بچه های اتاق نبوده. اینم از سوتی ها:

بروبچز:رخش سهراب!(رخش رستم)

نیایش:ادامه ماکارونی رو بخوریم! (بقیه ماکارونی)

بروبچز:داری استعاره میکنی؟! (استخاره)

ناصر:آب معدنی رطان زاست! ( باعث سنگ کلیه میشه)

نیایش:ساعت  10 نصفه شب!

بروبچز:آب میخورن پوستشو پرت میکنن! (بطریشو)

مصطفی: مهمونا شاد بودن یا خوشحال؟!

بروبچز: جوراب مصنوعی!!(ما آخر نفهمیدیم مگه جوراب طبیعی هم داریم؟!!)

بروبچز:نمکدونو میخوره نمکو میشکونه!!

ناصر: با هم رفتن کافی میکس!!

مصطفی: جدایی راست میگی؟( ترکیب جداٌ + خدایی)

احسان : نامستقیم! (غیر مستقیم)

ناصر: گوشیت تموم شد بیا ! (تلفنت تموم شد بیا)

تورج:  رزرو نکردی؟ خب برو روزشمار کن!!

تورج: قبل از ورزش باید نرم کنی! (گرم)

مصطفی: جنسش خوب نیست,چیرانیه!! (چینی + ایرانی! من کلا تو کار سوتی ترکیبی ام!)

مصطفی : اعداد مختلط مذهب جدیده! (مبحث جدیده)

بروبچز: ابتاده ! (ابتدا)

بروبچز: هر دم به دقیقه! ( خب عزیز من یا دم به دقیقه یا هر دقیقه. چرا ترکیب میکنی؟!)

ناصر: نیایش اصلا جزو  حساب نیست!

تورج:استاد دمر چی (روی "ر" فتحه بذارید!)

نیایش:سینما خانوادگی! (خانگی)

احسان: یه سوال دقیقا تقریبا از تو جزوه میاد!

بروبچز: گوشی من ارکست داره! (ارگ)

مصطفی:مگه دو نفره هم سنگ کاغذ قیچی میزنن؟!!!(منظورم پالام پولوم بود!)

ناصر:سیستیم!(سیستم)

ناصر: نکنه شلوارمو با خودش دزدیده!

بروبچز: گونیای 90 درجه منو ندیدی؟!!!(سوتی قرن!)

ناصر: یکی پاشه تخم مرغ سرخ کنه!

احسان: پشت دستمو که بو نکرده بودم!!!(کف دستمو...)

ناصر:16 آذر که پارسال بود!!(خب ناصر جان 16 آذر که هر سال هست!)

ناصرخارق العلاده!!!(خارق العاده)

مجتبیLپا میشی یا بیام پاشت کنم؟!!(پامیشی یا بیام بلندت کنم؟)

تورج: بذار من یه حساب 4 انگشتی بکنم!!( حساب سر انگشتی!)

مصطفی: ساعت شیش با اتوبوس پنج و نیم بریم!!(با اتوبوس شیش و نیم بریم!)

ناصر: اون کاتالوگ رو تکرار کن! (دیالوگ!)

مصطفی: بازده مون سفته!!(صفره)

بروبچز: زانوی بم غغل نگیر!!(زالنوی غم بغل نگیر!)

نیایش: به دوری چشم حسود!!(به کوری..)

مصطفی: الآن حکمشون میکنیم!! (کت شون میکنیم)

احسان: مزخرف با "ز" صابونیه؟!!!!!(آخه احسان جان صابون که اصلا "ز" نداره!)

نیایش:  حکم :شاه پیک!!!!!(حالا یه بار شاه افتاده بود دستشا!)

ناصر: ابراهیم رستمی کیا!!!!!

نیایش: یکی اون پریزو بزنه تو برق!!!!

 

البته این همه ی سوتی ها نبود.بعضی هاشو نمیشه گذاشت. آخه اینجا خانواده نشسته!

بچه ها شمام اگه سوتیای خودتون یا بچه ها رو یادتونه تو نظرا بذارین بخندیم!!

احترام

من رئیسم ، چون اونقدر به زیردستام احترام میذارم که فکر می کنن خودشون رئیسن

من معلمم ، چون اونقدر به شاگردام احترام میذارم که اونا هم می تونن معلم من باشن

من تاجرم ، چون اونقدر به مشتری هام احترام میذارم که اونا بیشتر از من سود می کنن

من هنرمندم ، چون اونقدر به هنرم احترام میذارم که اون هم بتونه من رو خلق کنه

من شاعرم ، چون اونقدر به شعرم احترام میذارم که اون هم بتونه من رو بنویسه

من برنده م ، چون اونقدر به بازنده احترام میذارم که بتونه دوباره تلاش کنه

 

من خوشحالم ، چون اونقدر به غمت احترام میذارم که بتونه چند لحظه ای با من باشه

من صادقم ، چون اونقدر به دروغت احترام میذارم که بتونه حقیقت بشه

 

من قابل احترامم ، چون اونقدر به تو احترام میذارم که تو به من بی احترامی می کنی 

این متنم از بهرام بود.امیدوارم خوشتون بیاد.

 

دانشگاه سمنان یکی از سه دانشگاه برتر کشور در ...

فکر می کنید ادامه تیتر این پست چی می تونه باشه؟

به نظر شما دانشگاه سمنان یکی از سه دانشگاه برتر کشور در چه موردی می تونه باشه!؟

در کیفیت آموزشش!؟

در سختی بیش از اندازه امتاحاناش!؟

در کیفیت غذاهای سلفش،مخصوصا چلو گوشتش!؟

در ایجاد آشوب و فتنه توسط دانشجوهاش!؟

در فراخوانی دانشجوهاش به کمیته انضباطی!؟

در توسعه فضای سبز و عطر آگین از بوی تعفن آور .... !؟

یا در گرفتن تقلب از دانشجوهاش سر جلسه امتحان!؟

شاید دانشگاه ما یکی از سه دانشگاه برتر کشور در هر یک از موارد بالا باشه،مخصوصا در مورد آخری که گفتم بعید نیست باشه!، ولی من یه مورد دیگه رو مد نظرمه.

طبق اعلام مدیرکل امور دانشجویان داخل وزارت علوم، دانشگاه سمنان به همراه دانشگاه زابل و بیرجند سه دانشگاه برتر کشور در پراندن دانشجوهاشه!

البته مدیر کل... این طوری نگفته ها!

مدیرکل امور دانشجویان داخل وزارت علوم گفت: دانشگاه‌های تهران، صنعتی شریف و فردوسی مشهد بیشترین درخواست‌ها برای انتقال و میهمانی و دانشگاه‌های سمنان، بیرجند و زابل بیشترین درخواست‌های دانشجویی برای خروج از این دانشگاه‌ها را دارند.

مجتبی بذرافشان در گفتگو با خبرنگار مهر در معرفی دانشگاه‌هایی که بیشترین درخواست برای ورود به آنها توسط دانشجویان متقاضی انتقال و مهمانی صورت گرفته است به دانشگاه‌هایی نظیر تهران، صنعتی شریف و فردوسی مشهد اشاره کرد و گفت: از اول اردیبهشت ماه که فرصت ثبت اینترنتی درخواست‌های دانشجویان متقاضی انتقال و مهمانی آغاز شده است در هر کدام از این دانشگاه‌ها بیش از یک‌هزار دانشجو خواستار ورود به این دانشگاه‌ها بوده‌اند.

مدیرکل امور دانشجویان داخل وزارت علوم از دانشگاه‎های سمنان، بیرجند و زابل به عنوان دانشگاه‌هایی نام برد که بیشترین درخواست‌های دانشجویی برای خروج از این دانشگاه‌ها را داشته‌اند.

به گفته بذرافشان درخواست ورود به یک دانشگاه یا تقاضای خروج از یک دانشگاه در برخی دانشگاه‌های کشور آن قدر زیاد است که به طور طبیعی امکان موافقت با کلیه درخواست‌های دانشجویان برای انتقال یا مهمانی به دانشگاه‌های مدنظرشان وجود ندارد.

وی با اشاره به اینکه تعداد قابل توجهی از دانشجویان ثبت نام کننده در سامانه اینترنتی انتقال و مهمانی بدون اینکه شرایط لازم را داشته باشند درخواست انتقال کرده‌اند، خاطرنشان کرد: درخواست انتقال دانشجویانی که شرایط لازم برای انتقال را ندارند به طور کامل نادیده گرفته نمی‌شود بلکه مهمان شدن آنها در دانشگاه مقصد مورد بررسی قرار می‌گیرد.

منابع : http://www.usmn.mihanblog.com 

                 http://www.rokninews.com   

هر کجا هستم باشم....

خط ها را برای اداره کشور ها کشیدند.آن هم روی نقشه.در روی زمین واقعی نه خطی است نه مرزی.وطن ما کره زمین است.هر چه داریم متعلق به همه آدمهاست.گذشته، تاریخ،فرهنگ،تمدن،غم،شادی،حسرت،امید،عشق،نفرت،مرگ،تولد و ...

نژادی برتر نیست

جنسی غالب نیست

بد و خوبی وجود ندارد

این ما هستیم که در زمانهای مختلف ، این ها را تعریف می کنیم.

غلط های گذشته ، درست های فردا می تواند باشد.

ارزشها می شکنند.

نسلها عوض می شوند و زندگی ادامه می یابد

وطن پرستی وجود خارجی ندارد!

هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است

 

مطلبی که خوندین از بهرام بود.

هیچی!

تو این هوای آلوده تهران ، از مرگ حتمی نجات پیدا کردم! بیرون نرید که بدجوری هوا پسه
با تشکر از درمانگاه شبانه روزی(!) که بسته بود(!) و یه سرم ناقابل نداد به ما

این که چه ربطی به وبلاگ داشت خودمم نمی دونم.ازش خوشم اومد گفتم واسه شما ام بنویسمش.

صفحه حوادث!

فکر کن یه نفر داره خودکشی میکنه و تو میری که باهاش صحبت کنی که اینکارو نکنه .اگه ازت بپرسه برای چی زنده ای تو چه جوابی داری تا اون خودکشی نکنه ؟

منتظر جواباتون هستم .(فقط برای بحث  و گفتگو این موضوع رو انتخاب کردم)

-----------------------

پی نوشت : هر ساله بیش از یک میلیون انسان خودکشی می کنند. سازمان بهداشت جهانی تخمین می‌زند که خودکشی سیزدهمین عامل مرگ و میر در جهان است  .

شورای بهداشت ملی آمریکا آن را ششمین عامل مرگ در این کشور اعلام کرده‌است.خودکشی عامل اول مرگ و میر نوجوانان و جوانان زیر ۳۵ سال است

منبع : ویکی پدیا


آیات  قرآن مربوط به خودکشی :

« ولا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیماً و من یفعل ذلک عدواناً و ظلماً فسوف نصلیه ناراً و کان ذلک علی الله یسیراً[۸۳]  »
«و خودتان را مکشید، خداوند نسبت به شما مهربان است و هر که این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد به زودی او را در آتش وارد خواهیم ساخت و این کار برای خدا آسان می‌باشد.»
« «الذی یخنق نفسه یخنقها فی النار والذی یطعنها فی النار [۸۴]  »
«آن که خود را خفه کند و بکشد خویشتن را در آتش جهنم خفه کرده‌است و آن که با نیزه خودکشی کند در آتش جهنم است.»
« من قتل نفسه بشی فی الدنیا عذب به یوم القیامه. [۸۵]  »
«هر که در دنیا به هر گونه‌ای اقدام به خودکشی کند و بمیرد و روز قیامت به همان گونه مشمول عذاب خداوندی خواهد شد.»
« کان فیمن کن قبلکم رجل به جرح فجزع فاخذ سکنیاً فخربها یده فما رقا الدم حتی مات، قال الله تعالی: بادرنی عبدی بنفسه حرمت علیه الخبه.  »
"قبل از شما مردی بود که بر اثر جراحت دست بی‌تابی می‌کرد چاقو را برداشت و دستش را قطع کرد و از آن به قدری خون چکید تا جان داد. خداوند متعال درباره این شخص فرمود: «بنده من اقدام به خودکشی کرد و جانش را از دست داد من بهشتم را بر این بنده ام حرام کردم و او را به بهشتم راه نمی‌دهم.»"
« من شرب سما " فقتل نفسه فهو یتمساه فی نار جهنم خالداً مخلداً فیها ابداً [۸۶]  »
«هر که زهر بخورد و خودکشی کند، همان زهر را در جهنم خواهد نوشید ودر آتش دوزخ جاودان خواهد ماند.»

سلام بچه ها.حالتون خوبه؟شرمنده دوباره مزاحم شدم.دیدم واسه مطلب قبلی کسی نظر نمی ذاره گفتم شاید تعارف می کنید.واسه همین گفتم بگم که یه وقت تعارف نکنید,وبلاگ متعلق به خودتونه و این داستانا.......

حالا که پست و گذاشتم گفتم آخرشم یه شعر بنویسم که با اینکه خیلی تکراریه و همه قبلا خوندن شاید خوندنه دوبارشم خالی از لطف نباشه.

نظرم بذارید یا نه همگی چشه مایین.یا علی

زیر باران باید رفت.


فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.


با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.


دوست را، زیر باران باید دید.


عشق را، زیر باران باید جست.


زیر باران باید بازی کرد

 

زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت


زندگی تر شدن پی در پی ،

 

زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون” است

 

رخت ها را بکنیم


آب در یک قدمی است

 

روشنی را بچشیم


کلاغه به خونش نرسید....

سلام بچه ها.امیدوارم حالتون خوب باشه و تابستون تا اینجاش بهتون خوش گذشته باشه.(به ما که خوش نگذشته!)یه مطلبی می خوام براتون بذارم که ربطی به وبلاگ نداره ولی گفتم گذاشتنش بهتر از نبودنشه.(حداقل ماام یه فعالیتی بکنیم)فقط قبلش یه نظر می خوام بدم و اونم اینکه یه صفحه تو فیسبوک درست کنیم.چون قطعا اونجا بچه ها بیشتر فعالیت می کنن و از مطالبی که اونجا می نویسن می شه واسه وبلاگم استفاده کرد تا دیگه فقط چند نفر نباشن که فعالیت می کنن و همه تو کارا شرکت کنن.فایده دیگشم اینه که چون هر چی می گذره کلاسا جداتر می شه و بچه ها کمتر همدیگر و می بینن(دیگه خوابگاهیم که نیست)اونجا می شه دوستیمونو تا سال ها ادامه داد.

امیدوارم از نظرم و مطلبم خوشتون بیاد.اگرم خوشتون نیومد که نیومده دیگه.من نظرمو درست یا غلط گفتم.(البته یه سری نظر دیگه ام داشتم که گفتم باشه واسه بعد)

اینم از متن:

  

بچه تر که بودم معمولا دوست نداشتم مامانم واسم قصه بگه.ولی هر شب بهش می گفتم که بیاد واسم قصه بگه!چون می خواستم ببینم که چه قصه ایه که اخرش کلاغه به خونه ش می رسه!

بزرگتر که شدم دیدم مامانای دیگه همچنان در حال قصه گفتن واسه بچه هاشونن و آخر تمام قصه ها می گن که "کلاغه به خونه ش نرسید"

انگار این مسئله که کلاغه به خونه ش برسه انقدر ترسناکه که هیچکی جرات نمی کنه اون لحظه رو ته قصه ش بیاره.

خب اگه کلاغه به خونه ش برسه مگه چه اتفاقی می افته؟

بعد از یه مدت که دیدم مامانم قصه هاشو می گه و کلاغه به خونش نمی رسه دیگه ازش خواستم که واسم قصه نگه چون من نگران کلاغه بودم و قصه واسم هیچ اهمیتی نداشت.

بزرگتر که شدم به خودم قول دادم واسه هیچ بچه ای یا کلا هیچ آدم بزرگی قصه نگم چون می دونم اونا هم همه شون مثل من متن قصه رو دوست ندارن.فقط می خوان ببینن که کلاغه می رسه به خونه ش یا نه!

بنابراین سعی کردم به جای قصه گفتن ، کلاغه رو به خونه ش برسونم.

10 دانشگاه برتر جهان در رشته مهندسی مکانیک ،2011

وبلاگ خیلی آروم جلو میره ...  نمی خواستم مطلب بذارم اما دوست هم ندارم اینقدر ساکت و آروم باشه ! ...حالا شاید بچه ها دسترسی و تمایل به مطلب گذاشتن نداشته باشند اما خوبه در قسمت نظرات همیاری کنن ! بازم هرجور حال میکنید ! :دی ...

-------------------------------------------------------------

این مطلب هم تقدیم به همه بچه ها :

Mechanical engineering is the mother of all engineering disciplines. Mass, motion, force, energy, design, and manufacturing – these comprises the world of mechanical engineering. It encompasses the research, design, development, construction and testing of tools, machines and other mechanical equipment. Education from a proper well recognized university, college or school of engineering is vital for all the mechanical engineers due to the highly technical nature of mechanical engineering. According to the ranking of mechanical engineering universities, the top 10 best universities or colleges for mechanical engineering in the year 2011 are ...

در ادامه مطلب  کامل بخوانید

ادامه نوشته

نیایش های شهید چمران

شهید چمران در بخشی از نیایش‌های این کتاب به ماه رمضان و شب‌های قدر می‌رسد و می‌نویسد: «چه فرخنده شبی بود شب قدر من. شب معراج من به آسمان‌ها.
ادامه نوشته

قابل توجه دوستاني كه دنبال خونه ان

سلام به همه برو بچ مكانيك

يه كم از اين چينيا ياد بگيريد كه ميگيم ...............

"دای هی فی" 24 ساله دانشجو در شهر پکن است. وی برای کاهش هزینه های زندگی اش در شهری همچون پکن شروع به ساخت خانه ای منحصر به فرد کرده است. اما این خانه چگونه ساخته شده است ؟



بريد تو ادامه مطلب

ادامه نوشته

ضد شک

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه

علی با پستش یه شک به ما داد که من هم یه ضد شک براش آماده کردم  که متنی است از دکتر علی شریعتی تحت عنوان چرا انقدر نگرانيد؟ ...!!!ا

چرا انقدر نگرانيد؟ ...!!!ا

فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی: اينكه سالمی يا مريض. اگر سالم هستی، ديگه چيزی نمونده كه نگرانش باشی؛ اما اگه مريضی، فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی: اينكه دست آخر خوب می شی يا میميری. اگه خوب شدی كه ديگه چيزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛ اما اگه بميری، دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی: اينكه به بهشت بری يا به... جهنم. اگر به بهشت بری، چيزی برای نگرانی وجود نداره؛ ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قديمی می شی كه وقتی برای نگرانی نداری پس در واقع هيچ وقت هيچ چيز برای نگرانی وجود نداره

به دانشجو پسر خونه نمیدیم !

مشکلات اجاره خونه دانشجویی  یا

رساله در حکمت مطلقه "به دانشجو پسر خونه نمیدیم "

سلام سلام

این چند روزه چه ها که بر ما نگذشت !

آقا ما تو این هرم تابستون تصمیم گرفتیم بریم سمنان خونه دانشجویی بگیریم 

روز جمعه با قطار مشهد سمنان راه افتادیم ... شرایط آب و هوایی رو که دیگه لازم نیست بگم  ! آقا ما تو قطار ساعت 3 ظهر وسط کویر سمنان داریم میریم و قطار گلوله آتیش و جوری که ... تو اون هوا تب میکنه (آفرین به استعداد مکانیکیت که جاخالی رو میخونی! ایول ا... !! :) )یه نفر میگفت  چای چای چای .... و می رفت و می اومد : خواستم بگم حاجی یه چای به ما بده بخوریم خنک شیم ، مردیم از گرما !

شب اول به خوبی گذشت ...

(اینو بگم ما 3 روز متوالی  یا 4 روز متناوب !!!! (یه روز موقع امتحانات بود) رفتیم دنبال خونه )

صبح روز اول از خیابون بلوار قائم شروع کردیم دنبال خونه .... جای تعجبه اینقدر سمنان بنگاه مشاوره املاک و مسکن داره !!! پتانسیل واقعا خوبی رو دیدم ! یعنی به ازا هر یه نفر 27 تا بنگاه معاملاتی وجود داره (اینو از اداره آمار ....اسمشو نمی برم  درآوردم مدارکشم موجوده و خودتون میتونین ببینین !)


-----د ددرین دلوین دین دیدانید دین ... (تبلیغات بازرگانیه که تا فشار و استرس رو از بین ببره و جو فیلم رو خراب کنه و کلی تلاش سازنده فیلم برای ایجاد دلهره و هیجان در شما رو به یک باره ...کاملا عادیه ...همراه اول شما را به دیدن ادامه این برنامه دعوت میکند ...هیچکس همراه نیست ! تنهای اول !!! )

از این یکی درمیومدی تو مغازه بغل (بقل! * )دستیش میرفتی !

دانشگاه سمنان در چند حرکتی تاکتیکی آنچنان حال دانشجویان خودش رو گرفت که خودش هم خبر نداره !

حرکت اول : ظرفیت خوابگاه ها رو 120 % آورد پایین ...با این حرکت یه موج دانشجویی برای خونه گرفتن تو شهر ایجاد کرد !

حرکت اول پریم:کسی هم که به دانشجو خونه نمی ده ! (البته ربطی به دانشگاه نداره ...همینطوری گفتم)

حرکت دوم : آقا آپارتمان های دانشجویی بیشتر بلوار امیرکبیر و شهرک گلستان هست (والا مشاهیر و سعدی و کوثر که جای خونه دانشجویی و آپارتمان زیاد نیست ! سرویس های اتوبوس دانشگاه هم همانطور که مستحضر هستید  استاندارد-امام رضا -مشاهیر و ... اون خط دیگه هم که امام علی و ...

حالا چرا تو مسیر بلوار امیرکبیر سرویس نداریم جای تعجبه  لااقل 2 تا ....در حالی که دانشگاه آزاد مسیر سرویس هاش فکر کنم همه بلوار امیرکبیر باشه.

این شرایط رو برای خودتونه ...والا ...چرا ؟ به این دلیل که تا 40 سال دیگه چیزی داشته باشین برای نوه هاتون از شرایط سخت بگین ... آره فکر کردین کم الکیه ؟؟؟

خلاصه که اون طرف شهر رو خط کشیدیم ... کوثر هم که واسه خونه دار و خانواده و ... هست نه قشر فهیم دانشجویی که ... !! رهن 10-12-14 میلیون به بالا !

چند مورد دیدیم اما به کارمون نمییومد ...

رفتیم سراغ باغ فامیلی (باغ فردوس ! یه سمنانی بگه فرقشون چیه ؟)

یا اجاره دادن یا هنوز مستاجر هست یا به دانشجو نمیدن ...مخصوصا پسر که به قول یارو بنگاهی ادامشو نگم بهتره =)) ... دمش گرم والا  ... چرا ؟به چه جرمی ... ای خدا ...

خلاصه که با یک تشکر دانشجویی خداحافظی میکردیم ..

آفتاب میومد وسط آسمون میرفت پایین و ما همچنان پیک (ببخشید اشتباه شد ...یادش بخیر ورق بازی میکردیم همه یه خال رو تموم میکردن و میدیدی هنوز یه نفر 4 تا دیگه داره ... و ما همچنان پیک !! ) و ما همچنان هیرون و سیلون و ویرون .... تو کوچه پس کوچه های سمنان !

جالبه بری تو خیابون کارگر-رسالت به جای بقالی و سوپر مارکت همش املاکی هست نه یکی دوتا 10-20 تا تو یه کوچه ! و به دانشجو هم خونه نمیدن و از شما فقط یه شماره تماس میگیرن  و اینکه همشون اطلاعاتشون یکیه 40 % .... من موندم چرا اطلاعات املاک کشور  رو اینترنتی و در داخل یک بانک اطلاعاتی جامع نمیذارن  تا این همه املاکی نباشه و یا اینکه چرا تعداد املاکی اینقدر زیاده کسی نیست بگه تو یه محله 3 تا بسه ...!!

خلاصه که چند مورد دیدیم ... بررسی کردیم ...بعد کلی اعتماد بنگاهیان رو جلب کردن (فکر کنم نکته مهمی تو خونه اجاره کردن باشه ... اگه با یارو رفیق شین حتما کارتون رو راه میندازه )

و بعد 3 روز تلاش بی وقفه یه خونه 50-60 متری تونستیم بگیریم .

امیدوارم تابستون خوش بگذره ... بتونین راحت خونه پیدا کنین !

--------------------

- من موندم این ادبیات فارسی  4 نوع ز داره (ز-ظ-ض-ذ) داره به چه دردش میخوره ...ما که یه جور میخونیم ...پس همش رو هم یه جور بنویسیم خلاص دیگه ..این همه س ص ث و ....املا به چه درد میخوره تو دنیای علمی امروز نمی دونم !! تازه هجمه لغات انگلیسی رو که دیگه کجای دلمون جا کنیم !

-اینم یه پ نه پ دانشجویی :

3 نفری رفتیم تو املاکی ...یارو میگه خونه دانشجویی میخوایین؟ میگیم : پ نه پ اومدیم یه دوکیلو سیب زمینی و هویج بگیریم !

-راستی املاکی پیدا میشه به دانشجو دختر بگه : ما به دانشجو دختر خونه نمیدیم ؟؟؟ =))

- یه زمانی بچه پسر میشد کل فامیل خوشحال و شاداب که بچه پسره .... حالا پسر بودن جرم شده و خونه نمیدن (جمله کاملا آنتی فمینیسمی بود ! )

-در پایان  این یک طنز اجتماعی -انتقادی و ... بیش نبود .تو نظرات میدان نزاع و معرکه درست نکنید ...حوصله میخواد که شرمنده تموم کردیم !

------------------------------------------------

اصلاحیه : حالا اینقدر هم استرسی نشید ...گفتم که طنز هست ! بگردی خونه خوب  گیر میاد ...