قابل توجه دانشجویان مکانیک بدون گرایش (89 به بعد)

سلام خدمت همه ی دوستای خوبم

یه مسئله ی حساس بود که همین امروز با صحبت هایی که با مهندس نورانیان و مهندس حاجی قربانی داشتم متوجه شدم و گفتم بگم شما هم در جریان باشید و الکی الکل بدبخت نش یم.

چارت دانشجو های مهندسی مکانیک بدون گرایش (یعنی خودمون- از 89 به بعد) جوری تنظیم شده که کار آموزی 1 پیشنیاز دو تا از درس های اصلی هست: کار آموزی 2 و کنترل پروژه.

کسایی که تا الان کار آموزی رو بر نداشتن به هوای این که تابستون آخر هر دوتا رو با هم بر میدارن (مثل خودم) در صورتی که این تابستون کار آموزی رو بر ندارن 9 ترمه میشن حتی اگه ارشد قبول بشن.

تا 20 خرداد هم مهلت دارین که فرم کار آموزی رو تحویل آموزش بدین. پس از همین الان دنبال کارخونه و اینا باشین.

_______________

پ ن 1 : اینو جدی بگیرید بچه ها. میدونید که اینا در اینجور موارد چقدر به قانون و قانون مداری علاقه مند میشن.

پ ن 2 : من هم نفهمیدم این که کار آموزی 1 پیش نیاز کار آموزی 2 هست مفهومش چیه؟ خب چه فرقی میکنه یه نفر اول n ساعت با اسم کار آموزی 1 بره سر کار بعد n ساعت دیگه با اسم کار آموزی 2 بره یا این که 2n ساعت با اسم کار آموزی 1و2 !!!

پ ن : وقتی با بهت و حیرت از مهندس حاجی قربانی پرسیدیم چرا اینو به ما نگفتین میگه ما اطاعیه زدیم! ( وضعیت برد گروه رو که خودتون میدونید!!!) بعد هم به ما میگه مسئله مهمیه به هرکی تونستین بگین! ( حاضرین به غایبین برسونن!!)

حتما یه سر به گروه یا دفتر خودش بزنید. به هر حال از ما گفتن بود. حواستون رو جمع کنید!

بحث آزاد

سلام بچه ها

میخوام یه بحث داغ راه بندازم البته به شرطها و شروطها. بچه ها موقع بحث کردن چندتا نکته رو یادتون نره:

۱ - شرکت توی این بحث آزاده و هیشکی هم مجبور نیست حتما با اسم خودش نظر بده. هرچند که اگه این کار رو بکنید ممنونن میشیم.

۲ - از طرفی هرکسی آزاده هرجور دوست داره فکر کنه و هر نظری رو داشته باشه اما آزاد نیست نظرشو با هر لفظی ادا کنه . به عبارت دیگه توهین نکنید. از طرف دیگه هم:

۳ - تا یکی حرفتون رو نقد میکنه فکر نکنید توهین کرده. بعضی وقتا یکی تو لحنش طنزه و این لزوما به معنی تمسخر نیست. یه کم آستانه تحملمون رو بالا ببریم.

۴ - چون بحث رو در رو نیست اگه خواستین در مورد نظر همدیگه نظر بدین مخاطب رو مشخص کنید. البته اینجوری نشه که دو نفر بزنن به تیپ . تاپ هم واز بحث خارج شن.

۵ - از همه مهم تر این که من همیشه اعتقاد داشتم تو بحث باید هدفمون که بحثو به یه جای قابل قبولی برسونیم نه این که دنبال این باشیم که توی بحث پیروز بشیم.

 

البته همه ی اینا رو همه میدونید . میدونیم. فقط گفتم یه کم پست طولانی بشه.

و حالا این شما و این موضوع بحث این پست:

         نظر شما در مورد ارتباط دو جنس مخالف چیه؟

منظورم فقط ارتباط های دو نفره نیست بلکه در همه ی ابعاد اجتماعی ( محیط علمی ٬ کاری ٬ خانوادگی و حتی دو نفره (!) ) است. کلا باید چه جوری باشه به نظرتون؟

همه چی آرووومه...من چقد خوشحاااالم...!

سلام بچه ها. امیدوارم همه چیز برای شما هم مثل من آروم باشه! نمیخواستم تو این ایام حساس (!) امتحانا روحیه تونو خراب کنم اما مطلب رو که بخونید متوجه میشین چرا نتونستم جلو خودمو بگیرم و این مطلبو نذارم. خودم تو سایت خبرگذاری آفتاب خوندم:


آفتاب: تا چند سال پیش آمار خط فقر توسط نهادهای ذیربط اعلام می شد. اما از چند سال گذشته تاکنون به دلیل اینکه انتشار این آمار برای هیچ نهادی خوشایند نبوده است آمار دقیق از وضعیت خط فقر در دسترس نیست و تنها حقوق پایه هر سال است که اعلام می شود.


از سال 84 به بعد قیمت بسیاری از کالاهای اساسی چند برابر شده است مثلا مسکن 400 درصد، گوشت 800درصد و لبنیات و سایر موادغذایی ضروری نیز افزایش چند صد درصدی را تجربه کرده اند.

همه اینها در حالیست که در سال۸۴ خط فقر زیر ۲۳۴ هزار تومان بوده است. حداقل دستمزد ۱۸۰ هزار تومان تعیین شده بود و در سال ۱۳۹۰ درحالی که حداقل دستمزد ۴۰۰هزارتومان بود، براساس متوسط در آمد و مصرف خانوارهای ایرانی خط فقر ۹۸۰هزار تومان تعیین شد.که همه این عوامل را در کنار هم بگذاریم چیزی جز افزایش فساد اقتصادی، فقر و شکاف بین طبقات اجتماعی نصیب نمی شود.

طی شش سال گذشته حداقل دستمزد به دوبرابر افزایش پیدا کرده است درحالی که خط فقر ۵ برابر رشد داشته است و از سوی دیگر دولت نیز هنوز معتقد به تورم 20 درصدی است!

البته در این میان اظهارات بعضی از دولتی ها جای سوال دارد! روز یکشنبه معاون وزیر تعاون، کار و رفاه با بیان اینکه با اجرای هدفمندی یارانه ها دیگر فردی در ایران زیرخط فقر شدید و درآمد کمتر از یک دلار در روز ( ماهانه ۳۰ دلار) وجود ندارد، گفت: اقشار آسیب پذیر بیشترین بهره را از هدفمندی یارانه‌ها برده‌اند.

از ایران و کتمان مسئولان که بگذریم در سوی دیگر جهانی قرار دارد که در سال 1404 قرار است ایران از آنها بسیار پیشرفته تر باشد. آنها نیز با رکود اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند اما نگران افزایش قیمت طلایشان نیستند که مبادا این افزایش کالاهایشان را گران کند.

هرچند از دید رسانه ملی آنها کم خوابی مفرط دارند، کم کفایتی مدیرانشان ، تورم دورقمی، بیکاری بالا دارند و فلان رئیس جمهورشان ماهی 6هزار دلار درآمد بعد از خدمت دارد و ما هیچ کدام از اینها را نداریم؛ اما بد نیست نگاهی به وضعیت حقوق و درآمد همان مردمانی داشته باشیم که وضعشان از ما خیلی بدتر است و تعطیلات ندارند.

در حال حاضر در اروپا مردمان کشورهای دانمارک، لوکزامبورگ، فرانسه، بلژیک، موناکو و انگلستان بیشترین حقوق را در میان اروپایی های می گیرند.

طبق گزارش یونایتد اکسپلیشن دانمارکی ها در ازای هر ساعت کار 14 یورو حقوق نصیبشان می شود که در ماه معادل 24747 یورو می شود. در لوکزامبورگ نیز شاغلان در ازای هر ساعت کار 10 یورو می گیرند که این میزان در ماه معادل 1800 یورو می شود. هر ساعت کار در فرانسه و موناکو به اندازه 9 دلار ارزش دارد و در نهایت شهروندان این دو کشور نیز به ترتیب در ماه 1400 و 1560 یورو حقوق می گیرند.بلژیکی ها و انگلیسی ها به نسبت کشورهای ذکر شده کمتر حقوق می گیرند. حقوق هر بلژیکی در یک ساعت کار معادل 8 یورو و در ماه معادل 1440 دلار است. این میزان برای مردم انگلیس در هر ساعت کار 6 یورو و در ماه 1117 یورو می باشد.( لازم به ذکر است که آمار مربوط به سال 2012 کشورهای آلمان، ایتالیا، نروژ و سوئد هنوز اعلام نشده است.)


به گزارش ضد فساد،آخرین آماری که از ایران در نهادهای اقتصادی بین المللی دردست است به سال 2008 بر می گردد که در این سال هر ایرانی به طور متوسط در ماه حقوقی معادل 220 دلار می گرفته است.

_____________

بله بچه ها ی عزیز.  اینه اون دولتی که گفتن نفر اولش رجایی دومه!!!  چه بگویم به تو ای رفته ز دست...!

نمیدونم چرا این روزا هی یاد سلسله ی قاجاریه می افتم!!!

این سنباده ی لعنتی...

سلام بچه ها. راستش نمی خواستیم دیگه در این مورد زیاد بحثی کنم اما گفتم یه سری چیزاست باید میگفتیم.

موشک ما خوبنبود. اصلا خوب عمل نکردیم این چیزیه که شما میدونید اما این همه ی واقعیت نیست. شاید بهتربود ما هم امسالمثل بقیه تیم ها دو سه تا یطریرو به هم می چسبوندیم و یه نازل کپی از اینترنت می ساختیم و یه لانچ معمولی می کردیم و شاید تو جدول جای خوبی هم داشتیم. رتبه و اینا هم به کنار.

اما ما اینجوری دوست نداشتیم. ما برای دل خودمون کار کردیم و چون طبع دلمون بال بود ما میخواستیم بالاتر از این کارکنیم. میخواستیم به همه بگیم که باید فرق داشت و جدید بود. وگرنه تکرار مکررات تا یه جایی شدنیه.

چند تا طرح متفاوت داشتیم. یه لانچر جدید و از اون مهم تر یه نازل متفاوت. مطمئن نبودیم اما اگر این نازل رو کار نمیکردیم دلمون راضی نمیشد. یه جور دو زمانه کردن وشک بود که هنوز توی قسمت برد کسی این کارر نکرده بود.

 به خاطر شکل این نازل بهتر بود بطری های دلستر رو استفاده میکردیم. باید سنباده میزدیم و بطری ها رو به هم میچسبوندیم. این کار رو هم کردیم. بدون کمپرسور و با تلمبه زیاد نمیشه تست خوبی رو انجام داد. اما تنها کاری بود که میتونستیم انجام بدیم. بارها تست های مختلفی زدیم. با ۴.۵ بار (بیشترین فشاریکه با یه تلمبه میشه زد) حدود ۹ ثانیه رو هوا بود موشکمون و توی برد ۱۵۳ متر رفت پارسال بچه های 154 با این فشار 75 متر حدودا زدن و موشکشون با 8 بار 163 متر رفت. با این حساب موشک خیلی خوبی داشتیم.

قرار شد 7.5 بار فشار بزنیم و لانچش کنیم اما روز مسابقه همه چیز هوض شد. موشک اولمون ترکید. خیلی سخت تونستیم بفهمیم اشکال از کجا بوده. بطری های دلستر چون پیوسته نیستن و چند لایه اند نمیشه زیاد سنباده زد. اگه زیاد سنباده بزنی میترکه و تزکید. دیگه وقت نبود موشک جدیدی بسازیم. خیلی تلاش کردیم مقاومش کنیم اما دیگه دیز شده بود. خیلی به هم ریخته بودیم و حتی نتونستیم لانچر ارتفاهمون رو تنظیم کنیم. اونم موقع باد زدن هوا می داد و اصلا 1.2 بار هم نتونستیم فشار بزنیم و اون شد که دیدید.

موشک ما موشک خوبی بود. خوب طراحی شده بود اما تجربه نداشتیم. موشک ما خوب بود اما خمب ساخنه نشده بود.

امسال که نشد اما اگه یه بار دیگه خواستیم شرکت کنیم اینجوری نمیشه. یعنی نباید اینجوری بشه.

راستی بچه ها حرکت ناصر اون روز واقعا غیر ارادی و ناگهانی بود. شاید فقط بچه هایی که موشک ساختن میدونن که این کار چقذر بدبختی داره. خیلی فشار رومون بود. ببخشید.

راستی بعضی از بچه های 88 یه سری اشتباه ها و مشکلایی داشتن که با کمک همدیگه حلش کردن اما ما تنها بودیم. امیدوارم سال دیگه چند تا تیم باشیم و به هم کمک کنیم.

 

درآخر هم:

زیر پرچم سه رنگ واسه پرچم سفید

مادرم دعا می کرد پدرم می جنگید

واسه پرچم سه رنگ زیر پرچم سفید

من هنوز معتقدم بازباید جنگید....

اینجا‘ شیراز‘ ما حال نداریم!

سلام بچه ها. امروز میخوام شما رو با گوشه ای ازفرهنگ غنی مردم خطه ی غیور شیراز آشنا کنم!

یه تعدادی عکس و چند تا جک و ضرب المثل ... هست که فقط دوتا واسه نمونه تو صفحه اصلیمیذارم و بقیه در ادامه مطلب. 

اینجا ـ شیرازـ ما حال نداریم!

 

به بچه شيرازي ميگن بزرگ شدي ميخواي چكاره شي؟
ميگه: "بازنشسته"!!!

 

بقیه تو ادامه مطلب.

ادامه نوشته

یادت نره...

فقط خواستم یاد آوری کنم اونایی که مثل من هنوز نرفتن دانشگاه یادشون نره غذا رزرو کنن!

راستی اومدم تو وبلاگ دیدم تعداد افراد آنلاین رو زده 4 نفر! چششون نزنیم بچه ها دارن راه میفتن! یادمه ترم 1 یه بار با آرمین ساعت 2.5 صبح یه پست گذاشتیم یه ربع بعد دیدیم 2 تا کامنت گذاشتن بچه ها!! یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم....!

به سراغ من اگر می آیید...

سلام بچه ها. منم دیگه از رو رفتم گفتم یه پستی بذارم.



به سراغ من اگر می آیید

دستتان می بوسم, من بسی تنهایم

دیرگاهی است که در حصر تنم,

منم و غم هایم.

کاش پیدا بشود

یک نفر که از ته دل خنده کند

بدمد در دل من,

مرده را زنده کند

یک نفر, یک کس خاص

که فقط

فکر سودش نکند

این دل غمزده را راه صعودش نکند

اندکی هم بخورد, غم تنهایی من

مردمان گوش کنید:

دلم از پا افتاد.

با شمایم, باشید

اندکی همدم تنهایی من.

به سراغ من اگر می آیید

نرم و آهسته نیایید که شاید ترکی بردارد

چینی محکم تنهایی من.


مصطفی موسوی - 15/11/90

روز عرفه

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.

عرفات نام جايگاهي است كه حاجيان در روز عرفه (نهم ذي الحجه) در آنجا توقف مي كنند و به دعا و نيايش مي پردازند و پس از برگزاري نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز مي گردند و وجه تسميه آنرا چنين گفته اند كه جبرائيل عليه السلام هنگامي كه مناسك را به ابراهيم مي آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت �عرفت� و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانده شد. و نيز گفته اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي كنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي مي دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكي از معاني �عرف� صبر و شكيبايي و تحمل است. (1)

فَتَلَقي آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَليهِ اِنَّه� هو التَّوابُ الرّحيمْ

آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذيرفت، چه او توبه پذير مهربان است.

طبق روايت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنيا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد:

ـ چرا گريه مي كني اي آدم؟

ـ چگونه مي توانم گريه نكنم در حاليكه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است.

ـ اي آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد.

ـ چگونه توبه كنم؟

جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئيل به صحراي عرفات رفت، جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد تلبيه را قطع كرد و به دستور جبرئيل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:
 

خداوندا با ستايشت تو را تسبيح مي گويم

سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك

جز تو خدايي نيست

لا الهَ الاّ اَنْتْ 

كار بد كردم و بخود ظلم نمودم

عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي

به گناه خود اعتراف مي كنم

وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي

تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهرباني

اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ


آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نيز با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......

 

حضرت ابراهيم (ع) در عرفات

در صحراي عرفات، جبرئيل، پيك وحي الهي، مناسك حج را به حضرت ابراهيم (ع) نيز آموخت و حضرت ابراهيم (ع) در برابر او مي فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).

 

پيامبر اسلام (ص) در عرفات

و نيز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرايي پيامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرين آخرين سوره قرآن در صحراي عرفات بر پيغمبر (ص) نازل شد و پيغمبر اين سوره را كه از جامع ترين سوره هاي قرآن است و داراي ميثاق و پيمانهاي متعدد با ملل يهود، مسيحي و مسلمان و علماي آنها مي باشد، و قوانين و احكام كلي اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعليم فرمود.

و طبق مشهور ميان محدثان پيامبر (ص) در چنين روزي سخنان تاريخي خود را در اجتماعي عظيم و با شكوه حجاج بيان داشت:

...... اي مردم سخنان مرا بشنويد! شايد ديگر شما را در اين نقطه ملاقات نكنم. شما به زودي به سوي خدا باز مي گرديد. در آن جهان به اعمال نيك و بد شما رسيدگي مي شود. من به شما توصيه مي كنم هركس امانتي نزد اوست بايد به صاحبش برگرداند. هان اي مردم بدانيد ربا در آئين اسلام اكيداً حرام است. از پيروي شيطان بپرهيزيد. به شما سفارش مي كنم كه به زنان نيكي كنيد زيرا آنان امانتهاي الهي در دست شما هستند، و با قوانين الهي بر شما حلال شده اند.

......... من در ميان شما دو چيز به يادگار مي گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنيد گمراه نمي شويد، يكي كتاب خدا و ديگري سنت و (عترت) من است.

هر مسلماني با مسلمان ديگر برادر است و همه مسلمانان جهان با يكديگر برادرند و چيزي از اموال مسلمانان بر مسلماني حلال نيست مگر اينكه آنرا به طيب خاطر به دست آورده باشد.....

 

صحراي عرفات همايش شناخت و خودسازي امام حسين (ع)

حضرت سيدالشهدا، امام حسين (ع) نيز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهي از اصحاب از خيمه هاي خود در صحراي عرفات بيرون آمدند، و روي به دامن �كوه رحمت� نهادند و در سمت چپ كوه روي به كعبه، همايشي تشكيل دادند، كه موضوع آن به مناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگي بود. اين همايش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگي و تزكيه و خودسازي بود

 

ای جان!!

هر کاری کردم این عکسو نذارم نتونستم!

به نظرتون چشه ؟!!!

عکس های جاب جهت رفع خستگی انتخاب واحد

سر خود را به جلو و عقب حرکت دهید. حرکت دو دایره را می بینید!!!؟


بقیه در ادامه مطلب!


ادامه نوشته

یونیور سوووتی!

universooooti !

سلام بچه ها... سوژه دارم توپ!

دیدیم در راستای طرح حضور پر رنگتر تو وبلاگ داریم از این قافله عقب میفتیم,گفتیم یه مطلبی هم ما بذاریم.

حتما میدونید که ترم 1 کلا همه چیز با همه ترم های دیگه فرق میکنه!(اگرم نمیدونید از ما پیش کسوت ها بپرسین!)

یه یادگاری از ترم یک براتون آوردم! جدول سوتی های اتاق 160 و دوستان  تو ترم یک. فقط بعضی از سوتی ها با نام "بروبچز"  گذاشته شده که یا طرف نمیخواسته اسمش فاش شه(!)  یا از بچه های اتاق نبوده. اینم از سوتی ها:

بروبچز:رخش سهراب!(رخش رستم)

نیایش:ادامه ماکارونی رو بخوریم! (بقیه ماکارونی)

بروبچز:داری استعاره میکنی؟! (استخاره)

ناصر:آب معدنی رطان زاست! ( باعث سنگ کلیه میشه)

نیایش:ساعت  10 نصفه شب!

بروبچز:آب میخورن پوستشو پرت میکنن! (بطریشو)

مصطفی: مهمونا شاد بودن یا خوشحال؟!

بروبچز: جوراب مصنوعی!!(ما آخر نفهمیدیم مگه جوراب طبیعی هم داریم؟!!)

بروبچز:نمکدونو میخوره نمکو میشکونه!!

ناصر: با هم رفتن کافی میکس!!

مصطفی: جدایی راست میگی؟( ترکیب جداٌ + خدایی)

احسان : نامستقیم! (غیر مستقیم)

ناصر: گوشیت تموم شد بیا ! (تلفنت تموم شد بیا)

تورج:  رزرو نکردی؟ خب برو روزشمار کن!!

تورج: قبل از ورزش باید نرم کنی! (گرم)

مصطفی: جنسش خوب نیست,چیرانیه!! (چینی + ایرانی! من کلا تو کار سوتی ترکیبی ام!)

مصطفی : اعداد مختلط مذهب جدیده! (مبحث جدیده)

بروبچز: ابتاده ! (ابتدا)

بروبچز: هر دم به دقیقه! ( خب عزیز من یا دم به دقیقه یا هر دقیقه. چرا ترکیب میکنی؟!)

ناصر: نیایش اصلا جزو  حساب نیست!

تورج:استاد دمر چی (روی "ر" فتحه بذارید!)

نیایش:سینما خانوادگی! (خانگی)

احسان: یه سوال دقیقا تقریبا از تو جزوه میاد!

بروبچز: گوشی من ارکست داره! (ارگ)

مصطفی:مگه دو نفره هم سنگ کاغذ قیچی میزنن؟!!!(منظورم پالام پولوم بود!)

ناصر:سیستیم!(سیستم)

ناصر: نکنه شلوارمو با خودش دزدیده!

بروبچز: گونیای 90 درجه منو ندیدی؟!!!(سوتی قرن!)

ناصر: یکی پاشه تخم مرغ سرخ کنه!

احسان: پشت دستمو که بو نکرده بودم!!!(کف دستمو...)

ناصر:16 آذر که پارسال بود!!(خب ناصر جان 16 آذر که هر سال هست!)

ناصرخارق العلاده!!!(خارق العاده)

مجتبیLپا میشی یا بیام پاشت کنم؟!!(پامیشی یا بیام بلندت کنم؟)

تورج: بذار من یه حساب 4 انگشتی بکنم!!( حساب سر انگشتی!)

مصطفی: ساعت شیش با اتوبوس پنج و نیم بریم!!(با اتوبوس شیش و نیم بریم!)

ناصر: اون کاتالوگ رو تکرار کن! (دیالوگ!)

مصطفی: بازده مون سفته!!(صفره)

بروبچز: زانوی بم غغل نگیر!!(زالنوی غم بغل نگیر!)

نیایش: به دوری چشم حسود!!(به کوری..)

مصطفی: الآن حکمشون میکنیم!! (کت شون میکنیم)

احسان: مزخرف با "ز" صابونیه؟!!!!!(آخه احسان جان صابون که اصلا "ز" نداره!)

نیایش:  حکم :شاه پیک!!!!!(حالا یه بار شاه افتاده بود دستشا!)

ناصر: ابراهیم رستمی کیا!!!!!

نیایش: یکی اون پریزو بزنه تو برق!!!!

 

البته این همه ی سوتی ها نبود.بعضی هاشو نمیشه گذاشت. آخه اینجا خانواده نشسته!

بچه ها شمام اگه سوتیای خودتون یا بچه ها رو یادتونه تو نظرا بذارین بخندیم!!

بلرزوووون!!!

سلام بچه ها. میدونم دیروقته ولی یکی از مزایای شب نشینی های خوابگاه اینه که میتونی زلزله های نصفه شب رو حس کنی!

الآن که نه ولی ساعتای ۲:۱۰ صبح بود که داشتیم "فرار از زندان" میدیدیم که یهو همه جا لرزید. همه بچه ها الله اکبر گویان زیر تخت ها و تو چارچوب در و خلاصه هر جایی که تو کتاب آمادگی دفاعی بود پناه گرفتن!

باور کنید به جای اینکه بترسم خوشحال بودم. از بچگی آرزوم بود یه زلزله رو از نزدیک حس کنم! به خدا جدی میگم!

راستی کیا زلزله ی امشبو حس کردن؟ چه حسی داشتین؟!

در کوچه باغ خاطرات

سلام بچه ها .بچه ها سلام ! با یه سوژه ی جالب چطورین؟

 

بدترین و بهترین خاطره ترم اول؟

 

به آثار برگزیده جوایز ارزنده ای ( از جمله کارت هزار آفرین و صد آفرین و ده آفرین) اهدا خواهد ششد

نقشه مان نقش بر آب!

سلام بچه ها.

همونطوری که میدونید نمره های نقشه کشی اعلام شده.

برای دیدن نمره اتون (البته اگه دیدن داره!) باید:

۱ برید تو سایت www.edusemnan.net

username password  ۲ که موقع ثبت نام مقدماتی تغییر دادین رو وارد کنید.

۳   وارد کاربری خودتون که بشین آخرین گزینه ی منوی کاربر که "اطلاعات جامع دانشجو" هستش رو انتخاب کنید.

۴   اونجا که وارد بشین یه قسمت داره که توش نوشته واحد های اخذ شده. اونجا رو کلیک کنید

 

۵  نمره نقشه میاد و شما مثل من با چارتا انگشت میزنید تو پیشونیتون

۶  با عصبانیت کامپیوتر رو خاموش میکنید و میگید خوب که وسایل نقشه کشیمو دور نینداختم!

 

ولی خارج از شوخی نظرتون درمورد درس نقشه و استاداش چیه؟ (البته با حفظ احترام)

من که تو کلاس استاد آل بویه بودم به نظرم بچه ها بیشتر خودشون و از همدیگه یاد گرفتن تا از استاد. البته شاید این ویژگی درس نقشه باشه. نظر شما چیه؟

حرف دل همه ی ما

سلام بچه ها. قبل از خوندن مطلب بذارید خدمت  دوستای خوب سمنانیمون عرض کنم که تو این متن قصد هیچ گونه توهینی به مردم خوب سمنان نداشتم و صرفا یه متن انتقادیه خطاب به  مسئولان دانشگاه

 مهم چیه؟ مهمتر کدومه؟

دو روز پیش(چهارشنبه) توی دانشگاه همایش گویش های کویری برگزار شد و با کلی هزینه چندتا از کله گنده ها رو آورده بودن والبته مهمونای خارجی هم که پای ثابت اینجور همایش ها هستن. ولی واقعا من نمیدونم گویش های سمنان, یه شهر توی دل داغ یه کویر توی کشوری به نام ایران چه جذابیتی برای این خارجی ها داره؟ واقعا گویش های کویر چه جذابیتی  برای همین کله گنده های ایرانی داره؟ اصلا چه جای این همایشه وقتی ماها تو این شرایط هستیم. وقتی سرویس های رگبار گونه ی دانشگاه آزاد به مایی که منتظر سرویس های یه ساعت به یه ساعت دانشگاهیم دهن کجی میکنن. وقتی ما داریم آبی رو استفاده میکنیم که بوی جلبک میده و مزه ی ماهی و میگو. وفتی تو اتاق های 12 متری شش تفره, ترس افتادن از تخت های بی حفاظ و نیم شکسته خواب رو بهمون زهر میکنه. وقتی تو هوای دم کرده ی سلف باید برنج های تابلندیِ مثل کاه و خورشت های رقیق رو به زور آب و نوشابه بفرستی پایین. وفتی دوستم جلو چشم خودم یه ثانیه قبل از قورت دادن شیشه زیر دندونش گیر میکنه....اصلا چه جای این همایشه  تو دانشگاهی که توی فضاش بوی مشمئز کننده ی فاضلاب میاد و جلو باغچه هاش بوی طویله میاد و جلوی سلفش....

اونایی که به این همایش دعوت شدید! آقا,خانوم, غذای سلف ما اینیکه به شما دادن نیست. سلف ما یه جای دیگه است, دانشگاه ما هم یه جور دیگه است, اون جوری که به شما نشون دادن نیست.

اونایی که این همایش رو برگذار کردید! توی کلبه ی آتش گرفته جای ویولون زدن نیست!

قهوه تلخ

قهوه تلخ (کامل) به زودی توسط "نم نم" بر روی وبلاگ