سلام بچه ها. راستش نمی خواستیم دیگه در این مورد زیاد بحثی کنم اما گفتم یه سری چیزاست باید میگفتیم.

موشک ما خوبنبود. اصلا خوب عمل نکردیم این چیزیه که شما میدونید اما این همه ی واقعیت نیست. شاید بهتربود ما هم امسالمثل بقیه تیم ها دو سه تا یطریرو به هم می چسبوندیم و یه نازل کپی از اینترنت می ساختیم و یه لانچ معمولی می کردیم و شاید تو جدول جای خوبی هم داشتیم. رتبه و اینا هم به کنار.

اما ما اینجوری دوست نداشتیم. ما برای دل خودمون کار کردیم و چون طبع دلمون بال بود ما میخواستیم بالاتر از این کارکنیم. میخواستیم به همه بگیم که باید فرق داشت و جدید بود. وگرنه تکرار مکررات تا یه جایی شدنیه.

چند تا طرح متفاوت داشتیم. یه لانچر جدید و از اون مهم تر یه نازل متفاوت. مطمئن نبودیم اما اگر این نازل رو کار نمیکردیم دلمون راضی نمیشد. یه جور دو زمانه کردن وشک بود که هنوز توی قسمت برد کسی این کارر نکرده بود.

 به خاطر شکل این نازل بهتر بود بطری های دلستر رو استفاده میکردیم. باید سنباده میزدیم و بطری ها رو به هم میچسبوندیم. این کار رو هم کردیم. بدون کمپرسور و با تلمبه زیاد نمیشه تست خوبی رو انجام داد. اما تنها کاری بود که میتونستیم انجام بدیم. بارها تست های مختلفی زدیم. با ۴.۵ بار (بیشترین فشاریکه با یه تلمبه میشه زد) حدود ۹ ثانیه رو هوا بود موشکمون و توی برد ۱۵۳ متر رفت پارسال بچه های 154 با این فشار 75 متر حدودا زدن و موشکشون با 8 بار 163 متر رفت. با این حساب موشک خیلی خوبی داشتیم.

قرار شد 7.5 بار فشار بزنیم و لانچش کنیم اما روز مسابقه همه چیز هوض شد. موشک اولمون ترکید. خیلی سخت تونستیم بفهمیم اشکال از کجا بوده. بطری های دلستر چون پیوسته نیستن و چند لایه اند نمیشه زیاد سنباده زد. اگه زیاد سنباده بزنی میترکه و تزکید. دیگه وقت نبود موشک جدیدی بسازیم. خیلی تلاش کردیم مقاومش کنیم اما دیگه دیز شده بود. خیلی به هم ریخته بودیم و حتی نتونستیم لانچر ارتفاهمون رو تنظیم کنیم. اونم موقع باد زدن هوا می داد و اصلا 1.2 بار هم نتونستیم فشار بزنیم و اون شد که دیدید.

موشک ما موشک خوبی بود. خوب طراحی شده بود اما تجربه نداشتیم. موشک ما خوب بود اما خمب ساخنه نشده بود.

امسال که نشد اما اگه یه بار دیگه خواستیم شرکت کنیم اینجوری نمیشه. یعنی نباید اینجوری بشه.

راستی بچه ها حرکت ناصر اون روز واقعا غیر ارادی و ناگهانی بود. شاید فقط بچه هایی که موشک ساختن میدونن که این کار چقذر بدبختی داره. خیلی فشار رومون بود. ببخشید.

راستی بعضی از بچه های 88 یه سری اشتباه ها و مشکلایی داشتن که با کمک همدیگه حلش کردن اما ما تنها بودیم. امیدوارم سال دیگه چند تا تیم باشیم و به هم کمک کنیم.

 

درآخر هم:

زیر پرچم سه رنگ واسه پرچم سفید

مادرم دعا می کرد پدرم می جنگید

واسه پرچم سه رنگ زیر پرچم سفید

من هنوز معتقدم بازباید جنگید....